عمارت مگنولیا
زندگی لیلیان کارتر بیست و یک ساله هشت ماه پس از فوت مادرش در شیوع آنفولانزای اسپانیایی در سال ۱۹۱۹ کاملا از هم پاشید. در شش سال گذشته او با نام مستعار آنجلیکا یکی از محبوب ترین مدل های هنرمندان نیویورک بود که مجسمه هایش بناهای دیدنیای چون هتل پلازا و پل بروکلین را تزیین کرده بود. اما او با از دستدادن مادرش، ناامید و بیپناه شد و رسوایی جدید پیشآمده وادارش کرد تا فرصت شغلی جدید در عمارت فریک را با هویتی جدید بپذیرد. رازهای سر به مهر آنجلیکا و خانواده فریک تقریبا پنجاه سال بعد توسط مدل جوان دیگری برملا می شود.
«داستانی خانوادگی و تریلری مهیج که به سرعت پیش میرود و خواننده را غرق در خواندنمیکند» کریستینا بیکر کلاین
«دیویس به طرز جالبی دو خط داستانی جذاب را در هم میآمیزدتا توجه خواننده را به یکی از نقاط عطف نیویورک جلب کند. این رمان داستانی تاریخی است با شخصیتهای قوی، تاریخ هنر و رمز و راز فراوان» لایبرری ژورنال
عمارت مگنولیا



