خلاصه داستان سوسویی در تاریکی A Flicker in the Dark اثر استیسی ویلینگام ترجمه سمر میرزاخانی نافچی:
کلوئی دیویس روانشناسی است که کودکی و نوجوانی پرتلاطمی را پشت سر گذاشته است. پدر او به اتهام قتلهای زنجیرهای زندانی شد و زندگی او که دختری نوجوان بود دستخوش تبعات منفی این اتفاق قرار گرفت.
حالا پس از بیست سال، قتلهای زنجیرهای دوباره آغاز شدهاند اما اینبار تمام وقایع بهنحوی به دکتر دیویس مرتبط میشود…
از پرفروشترینهای نیویورک تایمز و یواسایتودی
بهترین کتاب معمایی به انتخاب خوانندگان گودریدز در سال ۲۰۲۲
برترین کتاب جناییمعمایی سال در آمازون و مجله دیپسوث
از متن کتاب:
فکر میکردم میدانم هیولاها چه هستند.
وقتی دختری کوچک بودم آنها را سایههایی مرموز تصور میکردم که پشت لباسهای آویزانم زیرتختم و در جنگل کمین میکنند. موقع بازگشت از مدرسه به خانه زیر نور داغ آفتاب حضور آنها را به صورت فیزیکی پشت سرم احساس میکردم که به من نزدیکتر میشدند. نمیدانستم چطور این حس را توصیف کنم فقط به نحوی می دانستم آنجا هستند. بدنم میتوانست خطر را احساس کند مثل وقتی که قبل از قرار گرفتن دستی بیخبر روی شانهات، پوستت مورمور میشود. آن لحظهای که متوجه میشوی آن احساس تزلزلناپذیر، در واقع یک جفت چشم است که پشت شاخهی درختان یا درختچهای بزرگ کمین کرده و در جمجمهات رسوخ میکند.
اما بعد برمیگردی و هیچ چشمی آنجا نیست…
سوسویی در تاریکی






