خانه عروسک: اولیویا در اولین شب حضورش در دانشگاه ناپدید میشود. این کابوس برای هری، پدر اولیویا، هرگز پایان نمییابد. هری بهعنوان سوگواری، به نوشیدن روی میآورد تا اینکه پنج سال بعد، تلفنش زنگ میخورد و او صدای اولیویا را میشنود. دخترش زنده است، اما آیا زنده بودن به معنای بودن در امنیت است؟
«این کتاب خواننده را از ابتدا درگیر خواندنمیکند.» نقد و بررسی استرانگ بوک
«خانهی عروسک داستانی احساسی و تحققیافته از کابوس بیپایان یک زندگی واقعی است.» مالوری هارت
«داستانی سراسر وحشت.» وبلاگ کت لاوز بوکز
«این کتاب برای افراد ترسو مناسب نیست چون ماجرایی تاریک و ترسناک دارد.» مجله ور ریدرز گرو




